close
تبلیغات در اینترنت
دوست شفیقمان آقای مجید یاوری
خاطرات و دلنوشته ها

وقتی خبر شهادت رزمنده بسیجی شهید بزرگوار شهرام صفائی

را به مسجد آوردند ولوله ای بپاشد از آنجائیکه شهرام از بچه های

محبوب مسجد بود تا هفتمین روز شهادتش شبها بچه های مسجد

را در منزل شهید و در کنار خانواده داغدارش سپری کردند .

مجید یاوری که فردی بود ملی گرا و حالات خاصی داشت اگر چه

خودش از بسیجیان جبهه بود و آرپی جی یازده زن قهاری بود و در کنار

حسین ریاحی از روشنفکران مسجد زوج خوبی را تشکیل داده بودند لکن

حالات ملی گرائی خاصی داشت !

در منزل شهرام بچه ها جمع بودند و هریک از خاطرات شهرام چیزی

می گفت که ناگهان مجید حرف جالبی زد و در کمال ناباوری گفت :

 این شهیدان تا ابد زنده اند ...

ما که از این حرفهای اعتقادی تا حالا از مجید نشنیده بودیم یهو

با هم گفتیم :

یه بار دیگه بگو چی گفتی ؟

مجید دوباره گفت :

جدی میگم این شهدا تا ابد زنده اند همانند آریوبرزن ها !

همانند آرش کمانگیرها ! و ...

ما که تازه متوجه شدیم باز مجید میخواهد از همان حرفهای

همیشگی بزند همگی با هم خندیدیم و ...



نوع مطلب : <-PostCategory->
برچسب ها : ,
نوشته شده در شنبه 13 آذر 1389 توسط غلامرضانجفی سولاری| تعداد بازدید : 201


درباره وبلاگ

سلام خاطرات و دلنوشته هایم تقدیم به شما تا چه مقبول افتد و در نظر آید محتاج نگاه و نظرات و نصایح شما هستم ... همین ...
نظرسنجي
آمار وبلاگ
افراد انلاین : 1
کل بازديد : 6018
بازديد امروز :14
بازديد ديروز : 2
ماه گذشته : 30
هفته گذشته : 18
سال گذشته : 202
تعداد کل پست ها : 29
نظرات : 21

پشتیبانی قالب


Powered By
rozblog.com